تبليغاتX
❤هر چه می خواهد دل تنگت بگو❤





























❤هر چه می خواهد دل تنگت بگو❤

HoMe / eMaiL / Profile / Design / archive

امروز صبح با صدای شر شر بارون از خواب بیدار شدم.رفتم دم پنچره اتاقم هوا عـــــــالی بود
 
 
باز ای باران ببار

بر تمام لحظه های بی بهار

بر تمام لحظه های خشک خشک

بر تمام لحظه های بی قرار



باز ای باران ببار

بر تمام پیکرم موی سرم

بر تمام شعر های دفترم

بر تمام واژه های انتظار



باز ای باران ببار

بر تمام صفحه های زندگیم

بر طلوع اولین دلدادگیم

بر تمام خاطرات تلخ و تار



باز ای باران ببار

غصه های صبح فردا را بشوی

تشنگی ها خستگی ها را بشوی
 
سارا / جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 9:29 /

http://www.myup.ir/images/97506016620211729818.jpg

آدما تا وقتی کوچیکند،دوست دارند برای مامانشون هدیه بخرند.،اما پول ندارند.

وقتی بزرگتر میشند،پول دارند،اما وقت ندارند.

وقتی هم که پیر میشند،پول دارند،وقت هم دارند،اما.....مادر ندارند.

به سلامتی همه ی مادرای دنیا....

دوستت دارم مادر!

مامانم ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰سال زنده باشی....

سارا / یکشنبه بیستم فروردین 1391 16:21 /



روزی نه چندان دورِ , او هم  نگاری بوده استشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  .
.
.


اغلب جاهای ایران تو زمستون برف میومد

ما تو فکر برف بازی بودیم
غافل از اینکه یکی باید با آب یخ ظرف‌ها رو بشورهClick here to enlarge.
.
.


دیـشـب گـرسـنـه بـود

دخـتـری کـه مُـرد ...

چـه آسـان بـه خـاک پـس دادیـمـش ؛

و هـمـسـایـه اش ، زیـارتـش قـبـول

دیـشـب از سـفـر رسـیـد

مکه رفته بود !
.
.


سلامتی اون کارگری که خبر اختلاس 3000 میلیارد
 
تومانی و میشنوه و باز
 
 اول صبح بچشو میبوسه و برای ماهی 200 هزار
 
تومان پول حلال میره سر
 
 کار و عرق میریزه. به سلامتی همه کارگران زحمت کش
.
.


تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم

باز نه زخمهای من خوب میشود

نه زخمهای تو

خدا بهشون کمک کن
 آمین
سارا / چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 15:37 /

و برآمد بهاری دیگرشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
مست و زیبا و فریبا، چون دوستشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
سبدی پیدا کنشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  ،
پر کن از سوسن و سنبل که نکوستشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
همره باد بهاری بفرست :شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
پیک نوروزی و شادی بر دوست
شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

سال نو مبارک

سارا / یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 8:48 /

 

در روزهای آخر اسفند

کوچ بنفشه های مهاجر

زیباست

در نیم روز روشن اسفند

وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد

در اطلس شمیم بهاران

با خاک و ریشه

میهن سیارشان

در جعبه های کوچک چوبی

در گوشه ی خیابان می آورند

جوی هزار زمزمه در من

می جوشد

ای کاش

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

در جعبه های خاک

یک روز می توانست

همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست

در روشنای باران

در آفتاب پاک. . .

 

دکتر شفیعی کدکنی

  • تو این روزای آخر سال دوست دارین چه حرفی رو به چه کسی بگین؟
  • یه وب تکونی اساسی میخوام بکنممممممممممممممممم.
سارا / پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 13:41 /

کبوتران حرم امام رضا(ع)

آدم وقتی میخواد بره پابوس امام رضا(ع) با خودش میگه:وقتی رسیدم حرم همه ی دردا و غصه هام رو به آقا میگم:ولی وقتی میرسه پیش آقا همه ی دردا و غصه ها فراموشش میشه.همه ی درد آدم میشه دوباره دیدن صحن آقا!

خدایا....می شود بار دگر ببینم غریب توس را؟

  1. دلم مشهد میخواد.
  2. عکسای شلمچه رو گذاشتم ادامه ی مطلب اگه دوست داشتید برید ببینید.

ادامه مطلب
سارا / یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 15:39 /

چه بارون قشنگی داره میاد.


پی نوشت:

  • کودکی اندیشید که خدا چه میخورد و چه می پوشد؟!
نجوایی در قلبش گفت:من غم بندگانم را میخورم و گناهان آنها را می پوشم.
  • خدایا  ع ا ش ق ت م
 
سارا / سه شنبه یازدهم بهمن 1390 15:52 /

عکس عاشقانه ، کارت پستال عاشقانه

آرامتر!...آرامتر سکوت کن!

صدای بی تفاوتی هایت آزارم می دهد...

بگذار لحظه لحظه این روزهای نفس گیر بگذرد

چه خیالی؟

نمک سوده تر از آنی

که گذر زمان فاسدت کند...

پروانه بی تاب گلی ست که برای تو چیده ام. گل را به شاخه می بندم و پروانه آرام می شود.

شعری برای تو می چینم....

سارا / شنبه هشتم بهمن 1390 15:35 /

 

...ای کاش  قطره بارانی بودم...

...از پنجره بیرون رو نگاه می کنم  داره بارون می یاد... خدای من چه بارونی...!!!

همیشه بارونو خیلی دوست داشتم ، وقتی قطره های بارون روی صورتم می شینه احساس می کنم این خدای خوب منه که دست نوازش بر سرم می کشه...

خدایا همیشه فکر می کنم که تو توی آسمون هستی...وقتی بارون می باره... وقتی آسمون اشک می ریزه بیشتر از همیشه دعا می کنم چون می دونم که همه درهاتو به روی بنده هات باز کردی... ای کاش همیشه بارون بباره...ای کاش این حس با تو بودن هیچوقت منو تنها نذاره...

ای کاش هیچوقت بارون بند نیاد. درست مثل الان...سکوت ...آرامش...زیر قطره های بارون...خدای من چقدر زیباست، چقدر این لحظه به من آرامش می ده...لحظه ای که می تونه تا این حد من رو به حس زیبای با تو بودن برسونه...اصلاً خودخواه نیستم ولی حتی حاضر نیستم لحظه ای از این دقایق رو به کسی ببخشم...

به آسمون نگاه می کنم  یه قطره بارون رو صورتم می شینه...بهش فکر می کنم...یه قطره خیلی کوچیک که شاید خیلی از ما اونو نبینیم چقدر می تونه با ارزش باشه؟....قطره کوچکی که بخشندگی و بزرگی پروردگارمون رو برامون به ارمغان می یاره...

سارا / دوشنبه دوازدهم دی 1390 11:25 /

گاه مي انديشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا

از كسي مي شنوي ، روي تو را

كاشكي مي ديدم

شانه بالا زدنت را ،

                - بي قيد -

و تكان دادن دستت كه ،

               - مهم نيست زياد -

و تكان دادن سر را كه ،  

               - عجيب ! عاقبت مرد ؟

                        - افسوس !

- كاشكي مي ديدم !

من به خود مي گويم :

           " چه كسي باور كرد

          " جنگل جان مرا

         " آتش عشق تو خاكستر كرد ؟

                                                                          " حميد مصدق "

سارا / پنجشنبه هفدهم آذر 1390 18:19 /