این روزهــا،
آدمها سرشـان شلوغ است.
بعضی هـا حوصله خـدا را ندارند،
حــال او را نمی پرسند،
برایش نامــه نمی نویسند؛
امـا تو این کـار را بکن.
تو حالــش را بپرس.
تو چیــزی برایش بنویس
ساعتهایت را بـــا او قسمت کن؛
ثانــیه هایت را هم ...

siEcsuD_300.jpg


تاريخ : یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 | 16:59 | نویسنده : ســــــــــــارا |

وقتی خدا را بیش از هرچیز دوست داشتی

جشن بگیر مؤمن شدنت را....

 

 

پ.ن:من اومــــــــــــــــــــدم森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字



تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 9:27 | نویسنده : ســــــــــــارا |
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــلام.خوبین؟چه خبرا؟

دلم براتون تنگ شده بودا.

شنبه مدرسم شروع میشه.درسام سنگین میشه دیگه نمیتونم سر بزنم تا سال دیگه همین موقعه هااا.وقتی کنکورم تموم شه میام.

دعام کنید به یه دل خوش دوباره بیام و بنویسم.التماس دعای شدید دارم از تک تکتون.

به خدا میسپارمتون.

خدانگهدار تا سال آینده....

۱۴/۴/۱۳۹۲

ماه رمضونتون پیش پیش مبارک.التماس دعا

 


  • پی نوشت:دیروز اینجا بودم عجب صفایی داشت...
    بهشت زهرا قطعه ی سرداران بی پلاک



تاريخ : جمعه چهاردهم تیر 1392 | 17:24 | نویسنده : ســــــــــــارا |
خوشبختی همآن لحظهـ ايست كهـ اِحساس می كنی
خُدآ كنارت نشستهـ و تُو بهـ اِحترآمش اَز گُنآه فآصلهـ ميگيری

904c26fcb2a28d3e6ef4f678100eddb0-425



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 | 17:32 | نویسنده : ســــــــــــارا |

نظرتون چیه؟!

941931_388000417971781_359681937_n.jpg



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 | 20:52 | نویسنده : ســــــــــــارا |

فرقی نمی کند
کجآ
یــآ
ک‍ِی!
در هیــاهوی این شهر
هرکجا و هروقت دچار واهمه شدی
با "ایمانت" وضو بگیر
زیــر لب
نیت کن

"#حجآب می کنم قربة الی الله"#

 



تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 | 19:48 | نویسنده : ســــــــــــارا |
سلام.

بچه ها کی اعتکاف ثبت نام کرده؟!خوش به حالتون

کاش منم میتونستم برم.بخاطر امتحانام نمیتونم....

التماس دعا

http://up.patoghu.com/images/5gs4yi2nwpzo4vgvsh.gif من دلم اعتکاف میخــــــــــــــواد http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_sad.gif



تاريخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 | 11:54 | نویسنده : ســــــــــــارا |
کـاش کـنــار پـنـجـــرهـ فــولادتــــ
یـکــــ لــحــظـــه ســکــــوت بــــود و
مــن بـــودم و
تـــــــو .....



تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 | 17:30 | نویسنده : ســــــــــــارا |
افسران - "طلائیه،غروبت " منو غرق خودش کرد...
 
 
امشب دلم بهانه عطر خاکت را گرفته است...عطر خون های پاکی که فراموش نشدنی اند
و اشکهایم بی مهابا سر به سجده دل می گذارند...
طلائیــــــه چه شد که تو را نفهمیدم
چه شد که درک نکردم عظمتت را...
و فقط محو شدم در تو...غرق در غروبت...
گویی جا مانده ام از خودم...از دلم...از تمام وجود و روحم
اگر بارها خاکت را در آغوش گیرم همانی که هستی و تو مانده ای...ماندگار برای همیشه
اما من که هستمــ؟کجا هستمـــ ؟
یکبار به خواب من بیا... با کسانی که مجنون توئند...با شیفتگان سه راهی شهادتت...
یک بار به رویای فراموشی هایم بیا و بیدارم کن از غفلت ها در این عصر روزمرگی ...

چشم های من تشنۀ بیداریست...

دلتنگت که میشوم به لبخند حاج حسین می نگرم

به نگاه حاج محمد ابراهیم...

نگاه شهدا زنده است... و براستی که عند ربّهم یرزقونند...

الهی العفو...


 
منبع: http://ahdeyar.blog.ir/

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دهم فروردین 1392 | 12:27 | نویسنده : ســــــــــــارا |
سلام سلام آبجیا و داداشای گلم.

برگشتم از تبریز.عالییییی بود.آب و هوای خوب-مردم خونگرم و ....

شما کجاها رفتین؟!


  • آهنگ وبمو حتما گوش بدید.فوق العادس.امیدوارم خوشتون بیاد.


تاريخ : چهارشنبه هفتم فروردین 1392 | 17:52 | نویسنده : ســــــــــــارا |